Pejvak88.com

All in Hearing Methods

.


رویکردهای توانبخشی شنیداری

چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
میانگین امتیار کاربران: / 5
ضعیفعالی 

رویکردهای مطرح در زمینه توانبخشی شنیداری کودکان کم شنوا:

 

در حال حاضر 3 مکتب آموزشی شاخص در سطح جهانی برای آموزش و توانبخشی کودکان کم شنوا وجود دارد.این سه مکتب که به لحاظ تنوع و مصادیق عینی، عموماً در ایالات متحده و کانادا مطرح می باشند، عبارتند از:

 

1.  مکتب Manualism  : که به زبان ساده می توان آن را مکتب دستی نامید. طرفداران این مکتب اعتقاد دارند که در آموزش کودک کم شنوا یک چیز را نمی توان نادیده گرفت و آن استفاده از دست می باشد. این گروه بسته به میزان اعتقادی که به استفاده از باقیمانده شنوای دارند، به چند دسته زیر تقسیم می شوند:

 

الف. زبان اشاره: که در آن برای هر یک از کلمات علامت اشاره ای خاصی در نظر گرفته شده است و کامل ترین آنها، زبان اشاره امریکایی می باشد.بخشی از زبان اشاره فارسی نیز از این مکتب الهام گرفته شده است.

 

ب. هجای انگشتی: که در آن برای هر یک از آواها، یک علامت دست وجود دارد و در زبان اشاره فارسی نیز از آن استفاده می گردد.

 

پ. ارتباط کلی: این شیوه آموزشی در اواخر قرن بیستم میلادی با الهام از نظرات گالودت(پدر مکتب دستی) و با اعتقاد به استفاده همزمان از همه توانایی های کودک کم شنوا از جمله اشاره، لبخوانی، گفتارخوانی و استفاده از وسایل کمک شنوایی (استفاده مفید از باقیمانده شنوایی) ارائه شد و مورد توجه بسیاری از محققین و درمانگران قرار گرفت. این شیوه آموزشی در ایران نیز طرفداران زیادی دارد و در حال حاضر اجرای آن جزء اهداف و سیاست های کلان برخی سازمانهای مرتبط با اموزش کودکان کم شنوا نطیر سازمان بهزیستی و سازمان آموزش و پرورش استثنائی کشور محسوب می گردد، هر چند این دو سازمان در مقام اجرای این شیوه تفاوتهایی نیز با همدیگر دارند و بخشی از اقدامات انجام گرفته (مثلاً عدم استفاده از آموزش رسمی اشاره در مدارس باغچه بان یا تأکید بیش از اندازه بر تربیت شنیداری در سازمان بهزیستی بدون تکیه بر اموزش رسمی زبان اشاره در سالهای اخیر) با روح اصلی این شیوه منافات دارد.همچنان که گفته شد در این شیوه آموزشی برای هر یک از مهارتهای زبان اشاره، لبخوانی، گفتارخوانی و نیز استفاده از باقیمانده شنوایی (تربیت شنیداری) نقش یکسانی در نظر گرفته شده است، اما همچنان بر آموزش رسمی زبان اشاره به عنان یکی از مهارتهای اصلی کودکان کم شنوا تأکید می گردد.

 

ت. دوزبانگی ـ دوفرهنگی: طرفداران این مکتب نسل جدیدی از نا شنوایان هستند که در نیمه دوم سده بیستم میلادی دائماً به خاطر تأکید بر نقش زبان اشاره در زندگی افراد کم شنوا، از طرف گروهی از درمانگران مورد سرزنش قرار می گرفتند و در اواخر قرن گذشته با رجوع به باور گذشتگان و اسلاف خود(در اواخر قرن نوزدهم میلادی) و با تکیه بر برخی از تحقیقات و پژوهش های انجام شده، مکتب جدیدی را بنا نهادند. به اعتقاد این گروه زبان اول ناشنوایان زبان اشاره است، فرهنگ اول آنها، فرهنگ حاکم بر جامعه ناشنوایان می باشد و ناشنوایان از این حق طبیعی برخوردارند که زبان و فرهنگ غالب و رایج در جامعۀ شنوایان را به عنوان زبان و فرهنگ دوم خود بپذیرند، همانطور که شنوایان نیز از این حق طبیعی برخوردارند. 

  

2.  مکتب آموزشی Oralism  : که به زبان ساده می توان ان را مکتب شفاهی نامید. طرفداران این شیوه معتقدند که استفاده همرمان از حس بینایی و شنوایی(شیوه دو حسی) برای آموزش و تقویت مهارتهای مختلف از جمله زبان و گفتار برای کودک کم سنوا ضروری است. در این شیوه آموزشی بر لبخوانی و گفتارخوانی (دریافت و فهم گفتار از طریق نگاه کردن به حرکات لب و چهره) تأکید زیادی می شود. در مکتب شفاهی ـ شنیداری، دستیابی کودک کم شنوا به زبان شفاهی و ورود به مدرسه عادی از اهداف مهم و برجسته محسوب می گردد. در نظر گرفتن کلاسهای انفرادی و جداگانه لبخوانی، گفتارخوانی و تربیت شنیداری برای آموزش مهارتهای بینایی، شنوایی، زبانی و گفتاری از شاخص ترین ویژگی های آموزشی این مکتب محسوب می شود. سابقه این مکتب آموزشی به 200 سال پیش (اوایل قرن نوزدهم میلادی) بر می گردد، یعنی زمانی که هنوز وسایل کمک شنوایی(سمعکهای انفرادی) مطلوبی در اختیار کودکان کم شنوا نبود و مربیان تلاش می کردند با واضح و شمرده صحبت کردن (و حرکات اغراق آمیز و غیر طبیعی لبها، دهان و چهره) لبخوانی را به کودک کم شنوا بیاموزند و زمینه درک گفتار برای وی فراهم سازند. نظام آموزشی کودکان کم شنوا در سازمان آموزش و پرورش استثنائی کشور که نمونه آن در مدارس باغچه بان دیده می شود، با اهداف این مکتب آموزشی تطابق زیادی دارد. در این مدارس، بر استفاده از لبخوانی و گفتار خوانی تدکید زیادی می شود ولی از آموزش رسمی زبان اشاره اجتناب می گردد. البته سازمان کودکان استثنائی کشور در سال های اخیر تلاش نموده تا از طریق اختصاص دادن ساعات خاصی برای تذبیت شنوایی، به آموزش مهارت شنوایی در کنار آموزش مهارتهای بینایی، توجه بیشتری (نسبت به گذشته) نماید.در این میان نقش سازمان بهزیستی کشور نیز در گسترش و بسط خدمات توانبخشی شنیداری با اولویت و تأکید بر لزوم انجام تربیت شنوایی، بسیار چشمگیر و مورد ستایش بوده است.

 

3. مکتب آموزشی Auralism   : که می توان آن را مکتب شنیداری نامید. این گروه از درمانگران به تشخیص زودهنکام کم شنوایی و حداکثر استفاده از باقیمانده شنوایی کودک کم شنوا، تأکید و توجه زیادی دارند. از نظر این گروه فراگیری زبان و گفتار، اصولاً پدیده ای شنیداری است و رشد و توسعه آن جز از طریق تحریک و تقویت مناسب باقی مانده شنوایی و تدکید بر آموزش مهارت گوش کردن ممکن نیست. روش شنیداری که غالباً تحت عنوان روش شنیداری ـ کلامی از آن یاد می شود، رویکردی تک حسی (تأکید بر آموزش مهارتهای شنوایی به کودک و فراهم نمودن زمینه فراگیری زبان از طریق گوش کردن) دارد. این شیوه آموزشی با اهداف و اصول شنوایی شناسی مشترکات زیادی دارد و بر این فرض استوار است که اکثر کودکان کم شنوا از باقیمانده شنوایی قابل توجهی برخوردارند، به نحوی که می توان با استفاده از وسایل تقویت کننده شنوایی امروزی (اعم از سمعکهای دیجیتال و پروتز کاشت حلزون) زمینه فراگیری گفتار و زبان از طریق گوش کردن زا برای کودک کم شنوا فراهم کرد. در این روش زمان و جلسه جداگانه ای برای تربیت شنوایی در نظر گرفته نمی شود. به عبارت دیگر این رویکرد همواره شنیداری است.این رویکرد بر شناسایی زودهنگام ک شنوایی، تجویز و تنظیم وسیله تقویت کننده صوتی مناسب و استفاده مداوم از آن و تأکید بسیار بر مشارکت فعال والدین استوار است. آموزشها ممولاً به صورت انفرادی و با حضور والدین انجام می گردد و بر حضور کودک کم شنوا در مدارس عادی (به دور از مدارس و برنامه های آموزشی خاص ناشنوایان) تأکید زیادی می شود. هدف اصلی این رویکرد، نزدیک کردن و درآمیختن کودک کم شنوا با کودکان با شنوایی طبیعی می باشد. امروزه با پیشرفت فناوری تجهیزات شنوایی در زمینه تشخیص زودهنگام کم شنوایی (آزمونهای OAE   و ABR    که با استفاده از آنها می توان شنوایی نوزادان را بلافاصله پس از تولد بررسی نمود) و وسایل کمک شنوایی و ارتباطی جدید (سمعکهای پیشرفته و وسایل تقویت کننده صدا از راه دور نظیز سیستم اِف اِم، کاشت حلزون و ... ) این رویکرد، طرفداران زیادی پیدا کرده است.

 

در ایران نیز از زمان تأسیس رشته شنوایی شناسی و به کارگیری تجهیزات پیشرفته در زمینه تشخیص کم شنوایی، بستر مناسبی برای شناسایی نوزادان و کودکان کم شنوا در بدو تولد فراهم شده است. علاوه بر این در سال های اخیر با پیشرفتهایی که در زمینه تشخیص زودهنگام کم شنوایی صورت گرفته و نیز با رویکرد جدید شنوایی شناسی که برای توانبخشی شنیداری کودکان کم شنوا از بدو تولد تأکید دارد، امکان تربیت نیروی انسانی متخصص جهت ارائه خدمات توانبخشی شنیداری به نحو گسترده تری فراهم شده است.

همچنان که مشاهده می شود مکابت آموزشی برای کودکان کم شنوا طیف وسیعی را تشکیل می دهند که در یک سوی این طیف، مکتب دستی و در سوی دسگر مکتب شنیداری قرار گرفته است. با نگاهی دقیق و موشکافانه به این مکاتب آکوزشی می توان دریافت که اختلاف نظر متولیان و دست اندرکاران این شیوه ها، در میزان اعتقاد و باور به امکان استفاده از باقیمانده شنوایی افراد کم شنواست. گروه اول کمترین باور و اعتقاد را به باقیمانده شنوایی فرد کم شنوا دارند و در برخی از آنها، نقش و جایگاه گوش در زندگی اجتماعی فرد کم شنوا به کلی نادیده گرفه می شود. از نظر گروه دوم هر چند آموزش مهارتهای شنوایی اهمیت ویژه ای دارد، اما در این مکتب تأکید زیادی بر مهارت لبخوانی و گفتارخوانی، نقش و جایگاه گوش در زندگی فرد کم شنوا را رتبه دوم اهمیت قرار داده است. شعار "ناشنوایان با چشمان خود می شنوند" نشانه ای از اولویت بخشی چشم بر گوش در زندگی اجتماعی فرد کم شنوا در این مکتب آموزشی است. از نظر کروه سوم، با پیشرفتهایی که در زمینه فناوری وسایل کمک شنوایی و ارتباطی صورت گرفته است، می توان از باقیمانده شنوایی فرد کم شنوا به نحوی استفاده کرد که "در زندگی اجتماعی وی، گوش، نقش گوش و چشم، نقش چشم را ایفا نماید". یعنی همان وضعیتی که در افراد شنوا وجود دارد.

نکته مهم این است که هیچ کدام از روش ها و مکاتب فوق الذکر، مطلقاً خوب یا بد نیستند. در واقع نگاه متعصابنه به یکی از این روش ها ما را از واقعیت دور می کند. این شیوه ها قابل تقسیم شدن به گروه خوب و بد نمی باشند، بلکه بیش و پیش از هر چیز دیگر، موجودیت دارند. هیچ یک از مکاتب آموزشی نمی تواند ادعا کند که مناسب همه کودکان کم شنواست. از این رو نباید کودکان کم شنوا را در یک قالب و نظام آموزشی خاص محصور نمود. در واقع آنچه حائز اهمیت است، ارائه مشاوره درست به خانواده و تعیین جایگاه آموزشی کودکان کم شنوا بر اساس شاخص های دقیق و علمی است. بدین ترتیب هر نوزاد یا کودک کم شنوا فقط بر اساس توانایی های خود و شرایط موجود به جایگاه آموزشی مناسب دست می یابد. به نظر می رسد فقدان مرجعی علمی برای تعیین جایگاه آموزشی کودکان کم شنوا در ایران باعث شده است که اهمیت و ضرورت آموزش تلفیقی (حق آموزش کودکان کم شنوا در کنار کودکان با شنوایی طبیعی) مورد توجه جدی قرارر نگیرد. از طرف دیگر شتابزدگی در تصمیم گیری درباره وجوب آموزش و حضور کودک کم شنوا در کنار کودکان شنوا نیز ممکن است آسیبهایی را در بر داشته باشد که در حال حاضر باید مورد توجه سازمانهای دست اندرکار قرار گیرد. از میان مکاتب فوق الذکر، سابقه اجرای دو مکتب دستی و شفاهی در ایران بیشتر از مکتب شنیداری است. به نظر می رسد اجرای آگاهانه و به دور از تعصب ورزی و رقیب انگاری شیوه شنیداری ـ کلامی می تواند تجربه نو و ارزشمندی در اختیار متولیان و مربیان دست اندرکار در آموزش کودکان کم شنوا قرار دهد.

 

 

Warren Estabrooks

 50frequently asked about Auditory- Verbal Therapy

ترجمه: محسن احدی، دکتر زهرا جعفری، نیما رضا زاده، سعید ملایری

 

رضا صادقی، کارشناس شنوایی شناسی، پائیز 1390  

 

  

  

  

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

انتخاب زبان

English Arabic Bulgarian Chinese (Simplified) Chinese (Traditional) Croatian Czech Danish Dutch Finnish French German Greek Hindi Italian Japanese Korean Norwegian Polish Portuguese Romanian Russian Spanish Swedish Catalan Filipino Hebrew Indonesian Latvian Lithuanian Serbian Slovak Slovenian Ukrainian Vietnamese Albanian Estonian Galician Hungarian Maltese Thai Turkish Persian

نظر سنجی

نظر شما نسبت به سایت جدید مركز چیست ؟





نتایج

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز22
mod_vvisit_counterدیروز131
mod_vvisit_counterاین هفته153
mod_vvisit_counterاین ماه2650
mod_vvisit_counterکل بازدیدها115612